جایی در قلب من

جایی در قلب من
کودکی، بهانه های کوچک می گیرد
برای شادی هایی که فراموش شدند
لبخندهایی که بی هوا پریدند
جایی در قلب من
بغضی گره خورده است
با تیک تاک دقیقه هایی که سخت چسبناک اند
چقدر باید رفت؟؟
در جاده هایی که حتی پرنده هایش،
خسته از پرواز شده اند؟؟!!
و جغدهایش شب هارا دوست ندارند و می خوابند؟
چقدر باید رفت
بدون همراهی دست هایت
بدون ایمنی آغوشت؟!!
جایی در قلب من خسته است...
خسته است....








حتی اگر نباشی: