فرصت

به من چیزی بگو شاید،هنوزم فرصتی باشه
هنوزم بین ما شاید،یه حس تازه پیداشه
یه راهی رو به من واکن،تو این بی راهه بن بست
یه کاری کن برای ما،اگه مایی هنوزم هست
به من چیزی بگو از عشق،از این حالی که من دارم
من از احساس شک کردن،به احساس تو بیزارم
تو هم شاید شبیه من،تو این برزخ گرفتاری
تو هم شاید نمی دونی،چه احساسی به من داری
گریزی جز شکستن نیست،منم مثل تو می دونم
نگو باید برید از عشق،نه می تونی نه می تونم
+ نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم تیر ۱۳۹۲ ساعت 11:1 توسط parwaneha
|
حتی اگر نباشی: