از یادم نخواهد رفت

هرگز از یادم نخواهد رفت این عشق نهان
گر چه صد بارم کشد با تیغ جورش این زمان
سست عهدی کار من هرگز نباشد ای نگار
پس تو هم باز آی چون من بر سر عهدت بمان
نکته ای بشنو زمن ای دلبر شیرین سخن
عشق بازی کار هر کس نیست خوب این را بدان
بوسم آن چشمان مستت را به رویا جان من
تا بدان روزی که بردارم نگاه از این جهان
مطمئن باش ای عزیزم تا زمان مرگ من
جویبار اشک و خون گردد ز رخسارم روان
گر نداری باور این عشق و وفای پاک را
باز آی و در نگر در چهره ام این را عیان
روز مرگم از نفس نام تو بیرون می شود
چون که عاشق را بود نام نگارش بر زبان
+ نوشته شده در جمعه نوزدهم خرداد ۱۳۹۱ ساعت 21:3 توسط parwaneha
|
حتی اگر نباشی: