دلتنگ توام

دلتنگ توام
تا شادمانه مرا ببینند
شاخه ها
به شکل نام تو سبز می شوند،
پرنده کوچکی که نمی*دانم نامش چیست
حروف نام تو را
بر کتابم می ریزد،
آفتاب
به شکل پروانه ای از مس
گرد صدایم
بال می زند،
و می دانم سکوت
فقط به خاطر من سکوت است،
اما من
دلتنگ توام
شعر می نویسم
و واژه هایم را کنار می زنم
که تو را ببینم ...
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم فروردین ۱۳۹۰ ساعت 18:35 توسط parwaneha
|
حتی اگر نباشی: