دلتنگ توام


تا شادمانه مرا ببینند


شاخه ها


به شکل نام تو سبز می شوند، 


پرنده کوچکی که نمی*دانم نامش چیست


حروف نام تو را


بر کتابم می ریزد،


آفتاب


به شکل پروانه ای از مس


گرد صدایم


بال می زند،


و می دانم سکوت


فقط به خاطر من سکوت است،


اما من


دلتنگ توام


شعر می نویسم


و واژه هایم را کنار می زنم


که تو را ببینم ...