عاشقانه برگرد

امشب بغض هاي تنهايي من دوباره مي شكند
چشمانم بس كه باريده تحمل نور مهتاب را هم ندارد
آخ كه چقدر تنهايم....
دل بي چاره ام بس كه سنگ صبورم بوده خرد شده
و انگشتانم بس كه برايت نوشته خسته
روبروي آيينه نشسته ام ....
آيا اين منم ؟؟
شكسته...
دلتنگ...
تنها...
تو با من چه كردي؟؟؟
شايد اين آخرين روزهاي دلتنگي ام باشد.
ديگر هيچ نخواهم گفت...
اما منتظرم...انتظار ديدن دوباره تو براي من
اكسير زندگيست.
پس يرگرد...
عاشقانه برگرد
براي هميشه.........؟
+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم فروردین ۱۳۹۰ ساعت 12:59 توسط parwaneha
|
حتی اگر نباشی: