من به مروارید اشکات که رو گونه ات پا میذاره


به روز تولد تو که توی فصل بهاره


به نگاهی‌ که یه لحظه به نگاه تو میفته


به کسی‌ که اولین بار از قشنگی‌ تو گفته



بد جوری دارم حسادت می‌کنم


من به اون خواب لطیفی که توی چشات میشینه  


به همون ماهی‌ که هر شب صورت تو رو میبینه


به هوایی که نمی‌شه از تو یک ثانیه دور شه


به همون دل‌ که می‌تونه واسه تو سنگ صبور شه



بد جوری دارم حسادت می‌کنم


بد جوری دارم حسادت می‌کنم


آخه دارم به تو عادت می‌کنم


تویی آرزوی قلب عاشقم


هرجا باشم از تو صحبت می‌کنم