عشق یعنی ...

عشق یعنی نا کجا آباد ما
عشق یعنی درد بی فریاد ما
عشق یعنی در پی وصلی محال
عشق یعنی سوختن بی قیل و قال
عشق یعنی توی قاب پنجره
هیچ چیزی نیست جز یک خاطره
عشق یعنی شمع ، یعنی سوختن
لب به روی شکوه هامان دوختن
عشق یعنی یک نگاه دور دور
گر چه از حد بگذرد فصل ظهور
عشق یعنی داستان راستان
بی کتاب و قصه ،در دلها نهان
عشق یعنی چشم ماهی ها شدن
عشق یعنی عاشق دریا شدن
عشق یعنی جنگل بی انتها
عشق یعنی سبزی چشم خدا
عشق یعنی بوسه بر لب های آب
عشق یعنی گریه در پهنای خواب
عشق یعنی تلخی طعم شراب
عشق یعنی خط ممتدّ سراب
عشق یعنی عاشق رویا شوی
عشق یعنی با خودت تنها شوی
باقر حسین پور
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم مهر ۱۳۸۹ ساعت 11:48 توسط persiancayenne
|
حتی اگر نباشی: