تو را از جنس دریا آفریدند

تو را از جنس دریا آفریدند
برای عشق ، معنا آفریدند
تو پاک و ساده هستی، عشق مطلق
تو را بانوی زنها آفریدند
خدا میخواست من دیوانه باشم
برای من معما آفریدند
چه تقدیر قشنگی ، روز دیدار
برایت مرد تنها آفریدند!
و در جغرافیای سرد غربت
تو را در سینه گرما آفریدند
نوشتم "من"! ولی دیدم که انگار
جهان مست تو شد ، تا آفریدند
بدون تو چگونه زنده باشم؟
تو را با من ، ببین ، "ما" آفریدند
شعر از امید صباغ نو (با مختصر تغییرت)
+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم مهر ۱۳۸۹ ساعت 18:59 توسط persiancayenne
|
حتی اگر نباشی: