بهانه عاشق

قطار , پنجره و انتظار يعني من
صداي نبض و نفس بي شمار يعني من
سكوت , خواهش يك اضطراب در باران
نگاه ابري بي اختيار يعني من
فضا, فضاي مه آلوده ي غم انگيزي است
سفر سروده ي اين روزگار يعني من
كوير , حسرت چشمه سراب درياها
و جاده هاي بدون سوار يعني من
رسيد لحظه آخر سكون و سوت قطار
تلاش ممتد يك بي قرار يعني من
رسيده ام به ترانه بهانه عاشق
مسافري نرسیده به يار يعني من
مریم افضلی
+ نوشته شده در شنبه بیستم شهریور ۱۳۸۹ ساعت 12:53 توسط persiancayenne
|
حتی اگر نباشی: