ماه زيبا

ديدگانت قشنگ و دريايي
گفته هايت هميشه رويايي
اشك شب ميچكد به كوكب صبح
گريه اي دركمال زيبايي
زلف شب پُر ستاره گرديده
گوهر زُهره اش تماشايي
در دل هر دقيقه شعر تري
بر لب آرم ز سوز تنهايي
غُنچهی واژهام چو ميشِكُفَد
روي گُلبرگ آن تو پيدايي
چيني اين سُكوت پُر غوغا
بِشكند گاه سُوت شب پايي
ميزند شانه موي شب را باد
ميدَوَد در دلم تمنّايي
چشم «سينا» به راه مانده هنوز
دل پُراز عشق وشورو شيدايي
در ميان ستاره هاي شبم
ماه زيبا چرا نميآيي؟
رحیم سینایی
+ نوشته شده در شنبه پنجم تیر ۱۳۸۹ ساعت 19:50 توسط persiancayenne
|
حتی اگر نباشی: