کاش دلامون از غما رها بودن
کاش پرستوای قلبمون به سمت هم پر بکشن

کاشکی‌ امشب ، شب مهتابی باشه
کاشکی‌ امشب ، ستارهٔ بختمون از آسمونا دیده بشه

کاشکی‌ هم خونهٔ اقاقیا بودیم
کاشکی‌ هم آواز قناریا بودیم

کاش بازم تو دفتر نقاشیمون ، گلای نرگس بکشیم
کاشکی‌ لای دفتر عاشقیمون ، شاخه‌های گل یاس جا بذاریم

کاش با هم از این زمین دل بکنیم 
کاش با هم تا آسمون پر بزنیم

کاشکی‌ این رابطه‌ها از فاصله خالی‌ بودن
کاش پر از نزدیکی‌ وگرمای آغوشت بودن

کاشکی‌ با هم بودنا ، فقط تو رویا نبودن
کاشکی‌ که رویا هامون ، این همه از واقعیت دور نبودن