کاش می دانستی دنیا با همه وسعتش بی تو جایی برای ماندن ندارد


اشک چشمانم هر شب سراغت را از کویر گونه هایم می گیرند


ای که دیدگانم از تنهایی تو الفبای اشک ریختن را آموخته اند


و لحظه های گریانم با کوچ تو روان گشته اند!


چرا از کوچه دلتنگی هایم گذر نمی کنی؟


چرا به چشمان مانده به راهم دستی تکان نمی دهی؟


بی تو قناری ها خوش آواز نیستند....


و آسمان چشمانم همیشه بارانیست...


بی تو من درختی خشکیده در پاییزم!!!