وقتی میبینی عاشقی

وقتی میبینی عاشقی
صحبت عاشقی بشه ستاره رو خواب میکنی
دریا رو آتیش میزنی،ابرا رو بی تاب میکنی
وقتی فقط اونو میخوایی ماه نشنه میکنی
میری تو قلب آسمون صبرو دیوونه میکنی
وقتی میبینی عاشقی دنیارو میریزی به پاش
طلارو قیمت میذاری با برق ناز خنده هاش
وقتی میفهمی عاشقی میری سراغ پنجره
قلب تو میسپاری دس قصه و عشق و خاطره
وقتی میفهمی عاشقی سوار رویاها میشی
میری تا جادههای دور،اون بالاها خدا میشی
وقتی میبینی عاشقی،ماهو میخوای شکار کنی
میخوای که خورشید خانومو، یه شب بری بیدار کنی
وقتی میفهمی عاشقی سنگ و با شیشه میبینی
گمشدتو مال خودت واسه همیشه میبینی
وقتی میبینی عاشقی با آینه خونه میسازی
رنگین کمونو میاری تو گردن ماه میندازی
وقتی میبینی عاشقی میخوای همه خبر بشن
گلا به خاطره شما تازه و تازه تر بشن
وقتی میفهمی عاشقی میبینی پادشا شدی
از همه مردم شهر یه آسمون جدا شدی
وقتی میبینی عاشقی خودت میمونی و خودش
جونتو حاضری بعدی، به خاطر تولدش
مریم حیدر زاده
حتی اگر نباشی: