تو روز هایی که قلبم سوت و کور بود
تو روز هایی که دل بی همزبون  بود


یکی پیدا شد و تنهاییمو دید
چراغ خونه ی خاموشمو دید


نمی دونم  چرا  از  من  نترسید
به جاش به سادگیم دائم میخندید


بهم  نزدیک  شد  و  نزدیکتر  اومد
شاید داشت از دلم خوشش میومد


ولی حیف که دلش یه جایی گیر بود
یکی  دیگه  رفیق  لحظه  هاش  بود


بهش  گفتم  آره  ,  تنهایه  تنهام
! میگفتم که بابا , من عشق نمی خام 


نمی دونم  چرا  باور  نمی کرد
نمی رفت و دلم رو ول نمی کرد


شاید  فهمیده  بود , درد  دلم  رو
می دونست که نمیگم , حرف دلم رو

 
خلاصه اومد و  دل زد به دریا
اومد رنگ  حقیقت  زد  به روْیا


همون حرفا که تو خوابام می دیدم
حالا  داشتم  از  زبونش  میشنیدم


تموم  حرفا  رو  زد  با  یک  ترانه
برام خوند , شعر و آهنگ ستاره


می گفت که من بودم , همون ستاره
که اون  کلی به  دنبالش  می گشته


منم که  طاقتم تموم شده بود
نتونستم بش نگم ماه شبم بود


تو اون  شبا که  دل , بهونه می کرد
همون بود که دلم , هواشو می کرد


حالا  اون  توی  قلبم  خونه  داره
می دونم که اونم دوستم می داره


حالا حتی اگه عشقش رو از , دلم بگیره
گلای یاسش از دلم , بوشون  نمی ره

 

 

 تقدیم به یاس خوش بوی زندگیم

یلدای ۸۸