تقدیم به او ... 

ترسم از این بود که 

روزی یا حتی لحظه ای از چشمان تو افتم

همیشه یک راز بوده ای در میان تمام حرفهای نگفته ام

و حال به خاطر از دست دادنت 

زیر آواره ریخته ی فاصله ها خفته ام

عزیزم

من غنچه ای بودم که به اشتباه در خاک تو شکفتم

و من تنها در عشق نهفته ام