طلسم تنهایی

شیشۀ پنجره دلم
سخت غبار آلوده و
بی تصویر
دل نبند
به آن زمان
که می خندم
آخر
تو از این انبوه ؛
غبار دلم
کجا خبر داری؟....
می کشم خطی
بر این پیکر به خاک اندود
شاید از سر دلتنگی و حسرت ؛
بی نفس مانده
خالی
از هجوم مهربانی ها
خسته از چند راهی تردید
در فرار
از این همه تلخی و افسوس
کاشکی
کسی دل مرا می دید.....
خط به خط دفتر دلم
فقط رنج است
نقش ماندگاری
از طلسم تنهایی
جای ردّی از نا امیدی ها
حسرت داشتن عشق رویایی....
+ نوشته شده در شنبه هفتم دی ۱۳۹۲ ساعت 21:23 توسط parwaneha
|
حتی اگر نباشی: