گوش هایم دیگر

خو کرده است به تاریکی 

نمی بینی خسته ام !

و 

با این همه روشنی 

فریاد می زنی !


چشم هایت را ببند 

جیب هایت پراز ستاره میشوند.

بشنو نوای لالائی شب را 

حس میکنی 

دیوارها از فرط برپائی فرو می ریزند 

و 

جای خالیِ سکوت 

نوازش ها می نشینند 


جای خالیِ سکوت بنشین 

با همه آغوشت 

اندکی درنگ کن 

در دور دست ها . . . . .





فرشاد معتضدي