گاهی یاد رفتنت می افتم و

 سوز در استخوانم پژواک می شود 

و گاهی یاد چشمانت می افتم و

تابستان تب داغی بر بدنم جاری میکند.

وقتی به یاد بهار خاطراتمان می افتم 

چشمانم خوب نقش ابرهای فصل را ایفا می کنند