گاهی خاطرات

بهترین مسکن

برای گذراندن روزهایی است

که نمی دانی چه باید بکنی؟

بین انتظار کشیدن

و جدا شدن درگیری

روزهایم با خاطرات می گذرند

خاطرات اولین ها

اولین دیدار

اولین صحبت ها

اولین خنده ها

اولین بوسه

حتی اولین گریه در آغوشت

عجیب گیر کرده ام بین این خاطرات

و عجیب آن حس ها

برایم زنده هستند

با اولین خنده ها لبخند به لبم می نشیند

با اولین گریه سرشار از بغض می شوم

و با یادآوری اولین بوسه

لبریز از حس خواستن می شوم

چشمهایم را می بندم

با خودم دوباره مرور می کنم

می خواهم آنقدر این اولین ها را

به یاد بیاورم

که هیچگاه از ذهنم پاک نشوند

می خواهم در لحظه اولین بوسه بمانم

آنقدر در این لحظه می مانم تا خودم را در آغوشت ببینم.