سايه

فقط با سايه ي خودم خوب ميتوانم حرف بزنم ،
اوست كه مرا وادار به حرف زدن مي كند ،
فقط او ميتواند مرا بشناسد ،
او حتماً مي فهمد ...
مي خواهم عصاره ،
نه ، شراب تلخ زندگي خودم را
چكه چكه در گلوي خشك سايه ام چكانيده
به او بگويم : ايــن زنـــــدگــــي ِ مـن اســت !
+ نوشته شده در سه شنبه هفتم شهریور ۱۳۹۱ ساعت 19:3 توسط parwaneha
|
حتی اگر نباشی: