غرق در سکوت شب پیش می روم



به سوی جزیره تنهایی هایم آهسته و آرام 



کوله بارم را بسته ام و در عمق این شلوغی



از میان این مردم می روم 



روزهایم تکراری شده اند آفتاب طلوع می کند 



و در پس شب افق رنگ می بازد



و تنها خاطراتم است که باقی می ماند.