سکوت شب

غرق در سکوت شب پیش می روم
به سوی جزیره تنهایی هایم آهسته و آرام
کوله بارم را بسته ام و در عمق این شلوغی
از میان این مردم می روم
روزهایم تکراری شده اند آفتاب طلوع می کند
و در پس شب افق رنگ می بازد
و تنها خاطراتم است که باقی می ماند.
+ نوشته شده در چهارشنبه یکم شهریور ۱۳۹۱ ساعت 18:32 توسط parwaneha
|
حتی اگر نباشی: