قصه شيرين

باز اين دل سرگشته من ياد آن قصه شيرين افتاد
بيستون بودو تمناي دو دوست
آزمون بود و تماشاي دو عشق
در زمانيكه چو كبك
خنده ميزد " شيرين"!
تيشه ميزد "فرهاد"!
+ نوشته شده در شنبه چهاردهم مرداد ۱۳۹۱ ساعت 19:26 توسط parwaneha
|
حتی اگر نباشی: