فریاد نزن ای عاشق

فریاد نزن ای عاشق
من صدایت را درون قلب خود می شنوم
درد را در چهره ی عاشق تو با ذهن خود می نگرم
فریاد نزن ای عاشق فریاد نزن
بی سبب نیست چنین فریادم
بی گناه در دام عشق افتادم
چه درست و چه غلط
زندگی هم خودم هم تورو بر باد دادم
بی گناه در دام عشق افتادم
اگر احساسمو میفهمیدی
قلبتو دوباره می بخشیدی
لحظه ی پایان این دیدار را روز اغاز دگر می دیدی
اگه بیهوده نمی ترسیدم
عشقو اون جوری که هست میدیدم
شاید این لحظه  غمگین وداع ،قلبمو دوباره می بخشیدم
کاش اینگونه نمی ترسیدم
ما سزاوارم اگر گریانم
این چنین خسته و سرگردانم
ما که دانسته به دام افتادیم
چرا از عاشق رو گردانیم
وقتی پیمان دلو می بستیم
گفته بودیم فقط عاشق هستیم
ولی با عشق نگفتیم هرگز
از دو ایل نا برابر هستیم
از دو ایل نا برا بر هستیم
نه گناه کاریم نه بی تقصیریم
منو تو بازیچه تقدیریم
هر دو در بیراهه ی بی رحم عشق
با دل و احساس خود درگیریم
بیشتر از همیشه دوست دارم
گر چه از عاشقی وعاشق شدن بی زارم
زیر اوار فرو ریخته ی عشق
از دلم چیزی نمانده که به تو بسپارم
تو که همدردی مرا یاری بده
به منه عاشق امیدواری بده
اگر عشق با ما سر یاری نداشت
تو به من قول وفا داری بده
تو به من قول وفا داری بده


الهی الهی تا نفس تو سینه هست

با سکوت زیرکانه منو فریاد زدی

با چشات دوست دارم رو تو گوشم داد زد

با نگاه عاشقت مست مستم کردی

به می و جام و سبو باده پرستم کردی

الهی الهی تا نفس تو سینه هست 

بمونی برای من 


shame eshgh


تو........

تو مرا مي فهمي من تورا مي خواهم و همين ساده ترين قصه ي يك انسان است
تو مرا مي خواني  من تورا ناب ترين شعر زمان مي دانم
و تو هم مي داني تا ابد در دل من مي ماني

اگه منو نخوای

دوست دارم از ته دل ٬ دلی که پر پر میزنه / دلی که ساز عشقتو از همه بهتر میزنه

دوست دارم حتی اگه یه شب به خواب من نیای / عاشقتم مثل همه حتی 

اگه منو نخوای


   می خواهم تا ابد در کنار تو بمانم ...

  وقتی که چشمای تو میتواند به تمام زیبایی های دنیا فخر بفروشد ،

                   من چه طور می توانم نگاهت کنم و بگویم که ای عزیزترین ِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِ من ،

    می خواهم تا ابد در کنار تو بمانم ...

              وقتی به چشمای تو نگاه می کنم می توانم پرواز را به خاطر بسپارم ،

    و تا وقتی که کنارم هستی می توانم در اوج آسمانهایی با رنگ ِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِعشق

                                      و بر فرازابر هایی با چشمانی تر، پرواز کنم ...

    چشمان تو رنگ عشق را به خود گرفته است و

                                    خدا پاکترین نگاها را به تو ارزانی داشته است ...

    شیرین ترین رویای من و بهترین خوابهای من ،

                               دیدن چشمان زیبای توست گل من ... *


حس غريب

    من نه عاشق بودم

              و نه محتاج نگاهي که بلغزد بر من،

                    من خودم بودم

                                     و يک حس غريب

                 که به صد عشق و هوس مي ارزيد 


سوختیم

بس که جان در خاک این در سوختیم
دل چو خون کردیم و در بر سوختیم

در رهش با نیک و بد در ساختیم
در غمش هم خشک و هم تر سوختیم

سوز ما با عشق او قوت نداشت
گرچه ما هر دم قوی‌تر سوختیم

چون بدو ره نی و بی او صبر نی
مضطرب گشتیم و مضطر سوختیم


چون ز جانان آتشی در جان فتاد
جان خود چون عود مجمر سوختیم


چون ز دلبر طعم شکر یافتیم
دل چو عود از طعم شکر سوختیم

چون دل و جان پرده‌ی این راه بود
جان ز جانان دل ز دلبر سوختیم


مدت سی سال سودا پخته‌ایم
مدت سی سال دیگر سوختیم

عاقبت چون شمع رویش شعله زد
راست چون پروانه‌یی پر سوختیم

پر چو سوخت آنگه درافکندیم خویش
تا به‌کلی پای تا سر سوختیم


خواه گو بنمای روی و خواه نه
ما سپند روی او بر سوختیم

چون به یک چو می‌نیرزیدیم ما
خرمن پندار یکسر سوختیم

چون شکست اینجا قلم عطار را
اعجمی گشتیم و دفتر سوختیم



mohabat chist

یادت باشد

می خواهم عمرم را
با دست های مهربان تو اندازه بگیرم
برگرد !
باور کن

تقصیر از من نبود
من فقط می خواستم
یک دل سیر برای تنهایی هایت گریه کنم
نمی دانستم گریه را دوست نداری
حالا هم هر وقت بیایی

عزیز لحظه های تنهایی منی
اگر بیایی
من دلتنگی هایم را بهانه می کنم
تو هم دوری کسانی که دور نیستند
در راهند
رفته اند برای تاریکی هایت
یه آسمان خورشید بیاورند


یادت باشد
من اینجا
کنار همین رویاهای زود گذر
به انتظار آمدن تو
خط های سفید جاده را می شمارم
...


عشق تو

می گن قلب آدما اندازه مشتشونه.

ولی چه طوری یه دنیا مهربونی، یه آسمون صداقت،

یه کهکشون محبت و یه دریا عشق تو مشتت جا شده؟


axe eshghi

boose

ax





دوست دارم


دوست دارم
 
من غم را در سکوت.سکوت را در شب. شب را به خاطره اندیشیدن به

 تو دوست دارم. من زندگی را در عشق .عشق را در قلب..و قلب را به

خاطره اینکه آشیانه توست دوست دارم.من اندوه را در اشک ..اشک را

در چشم وچشم را به خاطره دیدن روی تو دوست دارم.من عشق را در

 سکوت ..سکوت را در تنهایی ..تنهایی را به خاطره تبیدن قلب.. 

 ت÷یدن قلب را برای تو دوست دارم


axe eshghi








بــا تـو غم رنگي نـداره


لحظه ي به تـو رسيـدن يه تـولد دوبـاره س


شهرچشم تورو داشتن يه غروب پرستاره س


خواستن دستــاي گرمت مث ماجرا مي مونه


برق المــاساي چشــمت مث کيميا مي مونه


اگه تو قسمت من شي مي زنم يه رنگه تازه


اسم من کنار اسمت قصرخوشبختي مي سازه


زير چتر لمس دستات ميشه تا خدا رها شد


مي شه رفت تا آسمونا شايد اون بالا خدا شد


بــا تـو غم رنگي نـداره زندگي شهر فرنگه


از تو قلعه ي نگــاهت رنگ غصه ام قشنگـه


سهم هرکسي که باشي خوش بحال روزگارش

تقدیم به انان كه وجودشان با غم اشناست


تقدیم به انان كه وجودشان با غم اشناست


و اندیشه غم پرستان را دوست دارند.....

 

دوست داشتن جرمی است بس سنگین


 

كه تا اخر عمر تاوان ان را پس خواهم داد


كه گناه هر قلبی عشق است


و مجازات ان جدایی


و این درد جدایی را هیچ درمانی نیست


بجز ماندن و ذره ذره اب شدن


"ادمی باید ببیند تا بتواند به سخن در اید"

sms


 


با باد آمده ای

و با باد خواهی رفت

نام تو آرزو نیست ؟

 

  * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
جغرافیای کوچک من بازوان توست

 ای کاش تنگ تر شود این سرزمین به من....!

 

  * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

فال دل را حکم کردم تا بدانی ای نگارم در قمار با تو بودن هستی ام را میگذارم


نقاش ازل تا که به چشمان تو پرداخت دیوانه شد از طرز نگاهت؛ قلم انداخت

 

  * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


جا برای من گنجشك زیاد است ولی

من به درختان خیابان تو عادت دارم

 

  * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


گرچه ما را نکنی یاد ولی ما هستیم ، دل به پیامی که نمیدی بستیم .

به تو تبریک میگم که بیخودی
توی زرق و برق دنیا گم شدی
به تو تبریک می گم این گم شدنو
گل گلخونه مردم شدنو

اگه رفتی . اگه سرنوشتِ اشکامو ندیدی..

من به نقطه سر خط . تو به سرنوشتِ  تازه ای رسیدی..

 

  * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

گله دارم ز همه  ، قول و قرارهایی که نشد

سردی عشق تو و فصل بهاری که نشد

 

  * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 


تو احساسی به من دادی که وصفش(... )نقطه چین باشه

  نمی دونی چقد خوبه اگر که عشق این باشه !!!

 

  * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 


چه خوش است حال مرغی که قفس ندیده باشد ، چه نکوتر آنکه مرغی ز قفس پریده باشد ، پر و بال ما بریدند و در قفس گشودند ، چه رها چه بسته مرغی که پرش بریده باش
د

 

  * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

 

روبرویم: دو فنجان قهوه

سرنوشت مرا

                 پیش بینی تلخی است؛

 

  * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


آه ای چشمهایت

!خواستم از عشق بگویم،گفتی میدانم....

خواستم از غم بگویم گفتی میدانم....

حالا می خواهم از ته قلبم بگویم دوستت دارم که نمی دانی.

 

 

  * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


گفتی محبت کن برو باشد خدا حافظ ولی

رفتم که تو باور کنی دارم محبت می کنم

 

  * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

چرا مرا نمی کشد خدا چشمهای تو

ببین در آب و اتشم برای چشم های تو

قسم به ساحا غزل دقیقه ای هزار بار

دلم عجیب می کند هوای چشم های تو

 

  * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 


اگر تو باز نگردی

امید آمدنت را به گور خواهم برد

و کس نمی داند

که در فراق تو دیگر

چگونه خواهم زیست

چگونه خواهم مرد

  * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 


عشق یک سینه و هفتاد دو سر می خواهد

بچه بازیست مگر؟عشق جگر می خواهد

 

  * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

 

شب فراغ که داند که تا سحر چند است

مگر کسی که به زندان عشق در بند است

 

  * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 


هر كه خوبی كرد زجرش میدهند

 

هر كه زشتی كرد اجرش میدهند

 

 باستان كاران تبانی كرده اند

 

عشق را هم باستانی كرده اند

 

هرچه انسانها طلایی تر شدند

 

عشق ها هم مومیایی تر شدند

 

اندك اندك عشق بازان كم شدند

 

 نسلی از بیگانگان آدم شدند

 

  * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


برقرار باش تا هرگز بی قرار نباشم

 
  * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

دل در پى رهایى

وقتى تو پیش مایى

مه گونه بی ریایى

آنگه كه رخ نمایى

 

   * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *  

 

دوشت داشتن یه نفر دیوونگیه!

دوست داشته شدن توسط یه نفر یك هدیست

دوست داشتن كسى كه دوست داره وظیفست

اما دوست داشته شدن توسط كسیكه دوسش دارى زندگیه...

   * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *  

 

گل همیشه نازم نبودی چاره سازم

نکردی مهربونی به قلب پرنیازم.آخه این اسمش وفانیست راه ورسم عاشقانیست وقتی که دلم گرفته دل شکستن که روانیست

 

   * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *  

 

به من گفتی كه دل دریاكن ای دوست،همه دریاازآن من كن ای دوست.دلم دریاشدودادم به دستت، مكش دریا به خون پرواكن ای دوست!

   * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *  

 

 

 

 

ازهزاران نفریك نفراهل دلند/آن هم تویی مابقی تندیسی ازآب وگلند.

 

   * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *  

دیرگاھیست که تنھاشدہ ام .قصه غربت صحرا شدہ ام.وسعت درد فقط سھم من است بازھم قسمت غمھا شدہ ام دگر ایینه زمن بی خبراست که اسیرشب یلداشدہ ام.من که بی تاب شقایق بودم ھمدم سردی یخھاشدہ ام.کاش چشمان مرا خاک کنید تا نبینم که چه تنھاشدہ ام...!

 

 

  * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *  

 

سوز آهم درگلو پنهان شده

ابر چشمم مملو از باران شده

ازنسیم عشق تو زندگىطوفان شده

ای خدا این قلب من آشفته از هجران شده

 

  * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *   

 

كاش توقحطی شقایق

باز بشیم سوار قایق

بشینیم بریم تودریا

من وتو تنهای تنها

ماهیا خیلی امینن

نمیگن  اگه ببینن

انقدر میریم كه ساحل

از من وتو بشه غافل

قایق وباهم می رونیم

میریم اونجاها می مونیم

جایی كه نه آسمونش

نه صدای مردمونش

نه غمش نه جنب وجوشش

نه صدای گلفروشش

مث اینجا آهنی نیست

خوبن اما گفتنی نیست

پس ببین، یادت بمونه

كسی ام اینو ندونه

زنده بودیم اگه فردا

وعده ء مالب دریا

   * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *  

 

دیوار به جاى مانده از آوارم

دلتنگم و در خلوتم می بارم

هرشب كه تمام آسمان تاریك است

بیش ازهمه ء ستاره ها بیدارم

 

   * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *  

آره من اونم كه گفتم واسه چشم تو دیوونم

آره من قول دادم تا تهش باهات بمونم

ولى سرد شده نگام با یخ دوریت

من فقط یكم شكستم، خوب نگام كنى همونم..

axe eshghi