کجا بودی

کجا بودی وقتی برات شکستم

یخ زده بود شاخه گلم تو دستم

 

کجا بودی وقتی غریبی و درد

داشت من تنها رو دیوونه می کرد


کجا بودی وقتی که از پنجره

می پرسیدم این چندمین عابره

 

کجا بودی وقتی که گریه کردم

از تو به آسمون گلایه کردم

 

کجا بودی وقتی کنار عکسات

شبا نشستم به هوای چشمات

 

کجا بودی تو لحظه ی نیازم

وقتی می خواستم دنیامو بسازم

 

کجا بودی وقتی دیوونت بودم

وقتی که بی قراره شونت بودم

 

کجا بودی وقتی که پرپر شدم

سوختم و از غمت خاکستر شدم

 

کجا بودی وقتی صدات می کردم

به آسمون رسد صدای درد

 

کجا بودی که از نفس افتادم

روزی یه بار زنده شدم جون دادم

 

کجا بودی ببینی بی ستاره م

ببینی جز تو کسی رو ندارم

 

غــــــم نبـــــــودنت مث آتیشه

تو این دو خط ترانه جا نمیشه


مریم حیدرزاده


بترکون عاشقانها


بيشتر از آنچه كه تصور ميكني دوستت دارم و

بيشتر از آنچه باور داري عاشق توهستم

بيشتر از هر عشقي بر تو عاشقم و بيشتر از هر ديوانه اي مجنون تو هستم.

دوستت دارم چونكه ميدانم تو نيز مرا دوست ميداري ،

دوستت دارم چونكه مرا باور داري و مرا لايق آن قلب پر از محبتت ميداني!

عزيزم اين قلب كوچك و شكسته و پر از عشق من تنها هديه اي است

از طرف من به تو!

از تمام دنيا تنها همين قلب كوچك را دارم ، همين و بس

سوی تو می آیم



سوی تو می آیم

ساده و آرام

چشمه ها آواز دلم می خوانند و

بلبلان نغمه سرایی می کنند

دلهره ی دیدار

گرفتن دستان گرمت

من می آیم تا بیاسایم میان بازوانت

دریا مرا یاد رنگ چشمانت می اندازد

و سکوت صحرا یادآور ترانه لبانت است

تو توی رویایی ، یا درون خوابی ؟؟

تو فرشته ی زیبای منی

خاطراتم با تو معنا دارند

من سفر می کنم به سوی تو

چشمانم اضطراب دارند

من اضطراب دیدن چشمانت دارم

من دلهره ی غرق شدن در عمق نگاهت دارم

دستانم را بگیر

من آرامش فردا را نیاز دارم

بدون اگه براي من هم نباشي عشق مني


اگه بگم که قول ميدم تا هميشه باهات باشم

اگه بگم که حاضرم فداي اون چشات بشم

اگه بگم که قول ميدم تا هميشه باهات باشم

اگه بگم که حاضرم فداي اون چشات بشم

اگه بگم توآسمون عشق من فقط تويي

اگه بگم بهونه ي هر نفسم تنها تويي

اگه بگم قلبمو من نذر نگاهت مي کنم

اگه بگم زندگي مو بذر بهارت مي کنم

اگه بگم ماه مني هر نفس راه مني

اگه بگم بال مني لحظه ي پروازمني

ميشي برام خاطره ي قشنگ لحظه ي وصال؟

ميشي برام باغبون ميوه هاي تشنه وکال ؟

ميشي برام ماه شبهاي بي سحر؟

ميشي برام ستاره ي راه سفر؟

ميشي برام ستاره ي راه سفر؟

ولي بدون هر جا باشي يا نباشي مال مني

بدون اگه براي من هم نباشي عشق مني

Christmas Love











عشق چیست؟


به کودکی گفتند : عشق چیست؟ گفت:بازی

به نوجوانی گفتند:عشق چیست؟ گفت:رفیق بازی

به جوانی گفتند:عشق چیست؟ گفت:پول

و ثروت به پیرمردی گفتند:عشق چیست؟ گفت:عمر

به عاشقی گفتند:عشق چیست؟ چیزی نگفت.آهی کشید و سخت گریست

axe eshghi




با تو هستم هر جا که باشی...


از تو به تو نزدیک تر من 

باور نکن تنهاییت را 

تا یک دل و یک دل داریم

تا در عبور از کوچه ی عشق

بر دوش هم سر می گذاریم

دل تاب تنهایی ندارد

باور نکن تنهاییت را

هر جای این دنیا که باشی

من با توام تنهای تنها

من با توام هرجا که هستی

حتی اگر با هم نباشیم

حتی اگر یک لحظه یک روز

با هم در این عالم نباشیم

این خانه را بگذار و بگذر

با من بیا تا کعبه ی دل

باور نکن تنهاییت را

من با توام منزل به منزل

باور نکن تنهاییت را

من در تو پنهانم تو در من

از من به تو نزدیک تر تو

از تو به تو نزدیک تر من 

باور نکن تنهاییت را 

تا یک دل و یک دل داریم

تا در عبور از کوچه ی عشق

بر دوش هم سر می گذاریم

دل تاب تنهایی ندارد

باور نکن تنهاییت را

هر جای این دنیا که باشی

من با توام تنهای تنها

من با توام هرجا که هستی

حتی اگر با هم نباشیم

حتی اگر یک لحظه یک روز

با هم در این عالم نباشیم

این خانه را بگذار و بگذر

با من بیا تا کعبه ی دل

باور نکن تنهاییت را

من با توام منزل به منزل

مهربانم .........


مهربانم ، ای خوب!

یاد قلبت باشد، یک نفر هست که اینجا

بین آدم هایی، که همه و سرد و غریبند با  من

تک و تنها ، به تو می اندیشد .!

و چقدر ...

دلش از دوری تو دلگیر است.... !

مهربانم، ای خوب!

یاد قلبت باشد، یک نفر هست که....

                    شب و روز دعایش این است

زیر این سقف بلند،هرکجایی هستی ، به سلامت باشی

ودلت همواره،محو شادی و تبسم باشد....

مهربانم ،ای خوب! یاد قلبت باشد،

یک نفر هست که دنیایش را،

همه هستی و رویایش را ،به شکوفایی احساس تو پپیوند زده است

و دلش می خواهد،لحظه ها را با تو ، پیوند  زند .... 

مهربانم! این بار، یاد قلبت باشد،

یک نفر هست که با تو، به خداوند جهان نزدیک است

و به یادت، هر صبح ، گونه سبز اقاقی ها را از ته قلب و دلش می بوسد

و دعا می کند این بار که تو

با دلی سبز و پر از آرامش، راهی خانه خورشید شوی

و پر از عاطفه و عشق و امید

             به شب معجزه و آبی فردا برسی....


آنجا که عشق فرمان میدهد محال سر تسلیم فرود می آورد

 عشق یعنی تو رو دیدن در کنارت غنچه دادن.

روییدن. سر سپردن. روی شانه هایت گریه کردن

عشق یعنی با پرستو پر زدن

عشق یعنی آب بر آتش زدن

عشق یعنی چون محمد (ص) پا به راه

عشق یعنی همچون یوسف قعر چاه

عشق یعنی بیستون کندن به دست

عشق یعنی زاهد اما بت پرست

عشق یعنی همچو من شیدا شدن

عشق یعنی قطره و دریا

عشق یعنی سوختن یا ساختن

عشق یعنی زندگی را باختن

عشق یعنی انتظار و انتظار

عشق یعنی هر چه بینی عکس یار

عشق یعنی دیده بر در دوختن

عشق یعنی در فراقش سوختن

عشق یعنی لحظه های التهاب

عشق یعنی لحظه های ناب ناب

عشق یعنی مستی و دیوانگی

عشق یعنی با جهان بیگانگی

عشق یعنی نخفتن تا سحر

عشق یعنی سجده ها با چشم تر

عشق یعنی سر به دار آویختن

عشق یعنی اشک حسرت ریختن

عشق یعنی در جهان رسوا شدن

عشق یعنی مست و بی پروا شدن.

عشق با روح شقایق زیباست...

عشق با حسرت عاشق زیباست...

عشق با نبض دقایق زیباست...

عشق با زهر حقایق زیباست...

عشق با در حسرت دیدار تو بودن زیباست...


کار  عشقه  ...

   رنجوندنهای   همدیگه        کار  ما   نیست     کار  عشقه  ...!!!


تو را رها نميکنم .....

با آنکه جان عاشقم بی تو اسیر تب شود  ...!

                              با آنکه روز روشنم

  دور از تو همچو شب شود...!

                                                                                  تو را  رها  نمی کنم  ....

گر که شبی نباشی دمی برابر من 

   چشمه خون بجوشد ز دیده تر من

                                                                                     تو  را  رها  نمی کنم  ...

        سیل جنون منم منم     تو

چشمه سار روشنی...!         

                                    همدیگرو   می

رنجونیم   چه همه عمر  همیم  ..!!!

          تو  را  رها  نمی کنم ...!



با شقایق


با شقایق میتوان در بزم گل پروانه شد

با غریبی  بی کسی  بیگانه بیگانه شد

با شقایق میتوان تا مرز دل پرواز کرد

با شقایق می شود با عشق هم  همخانه شد

شاهدان عشق مرا دیوانگی پنداشتند

با شقایق میتوان دیوانه دیوانه شد

چهره ی گلها زشادی رنگ مستی گرفت

چون شقایق جام بزم مستی  مستانه شد

چون عروس باغ  صورت را به نامحرم گشود

قصه ی ما با شقایق قصه ای جانانه شد

قصه ی عشق من و او قصه ای کوته نبود

داستان عشق ما  زیباترین افسانه شد

با تو حكایتی دگر ...



دلتنگی‌هایم را با تو تقسیم می‌كنم در برگریزان خاطرات،

دلتنگی‌هایم تنها چیزهایی است كه دارم 

دلتنگی‌هایم را دوست دارم چون بوی تو را می‌دهد،

چون لبریز از یاد تو هستند،

دلتنگی‌هایم گاهی آواز می‌شوند

و سكوت تنهایی‌ام را می‌شكنند،

گاهی آینه می‌شوند و چنان تو را نشان می‌دهند

كه می‌شود قابشان كرد،

گاهی پرنده می‌شوند و در رؤیای با تو بودن پرواز می‌كنند،

من آنها را دوست دارم و ایمان دارم كه بالاخره

غروب دلتنگی‌هایم به سپیده‌ی دلخوشی‌هایم

كه تو باشی خواهد پیوست ....

دوست داشتن يعني...........................


دوست یعنی کسی که وقتی هست آروم باشی و وقتی نیست چیزی توی زندگیت کم باشه .

 دوست یعنی اون جمله های ساده و بی منظوری که می گی و خیالت راحته

که ازش هیچ سوتعبیری نمی شه .

دوست یعنی یه دل اضافه داشتن برای اینکه بدونی هر بار دلت می گیره

یه دل دیگه هم دلتنگ غمت می شه .

دوست یعنی وقت اضافه ... یعنی تو همیشه عزیزی حتی توی وقت اضافه !

دوست یعنی تنهایی هامو می سپرم دست تو چون شک ندارم

 می فهمیش ... دوست یعنی یه راه دو طرفه ٬ یه قدم من یه قدم تو ...اما

 بدون شمارش و حساب و کتاب .

دوست یعنی من از بودنت سربلندم نه سر به زیر و شرمنده .

 یعنی اگه هستی همیشه هستی و کنار همه با منی ٬ نه گاهی ... نه بنا به اقتضا ... نه به شرط خلوت و تنهایی ... دوست یعنی تو نماینده ی منی ٬ حتی اگه نباشم ... حتی اگه نباشی .

دوست یعنی صادقم ٬ یعنی بی ریام ٬ یعنی به رویاهای مشترک به یه اندازه فکر می کنم ... یعنی گاهی من دستت رو می گیرم و گاهی تو با من تاتی تاتی می کنی ...

دوست یعنی اینکه نبینم دلتنگ باشی و نبینم برای درددل کردن ٬  

روزهات صرف شمارش دقیقه و ساعت بشه تا شنونده ی حرفهای ساده و شاید تکراری ات باشم ...

دوست یعنی کم نیار و جا نزن تا وقتی حواسم به توئه ... یعنی باکی نداشته باش

 از سختی و تلخی و بی رحمی روزگار ... یعنی دعای من همیشه همراه توئه ...

دوست یعنی ...

"زندگی با ماجراهای فراوانش

ظاهری دارد ٬ بسان بیشه ای بغرنج و در هم باف

ماجراها گونا گون و رنگ وارنگ ست .

چیست اما ساده تر از این ٬ که در باطن

تار و پود هیچی و پوچی هماهنگ ست ؟ " 

* لطفا برای تعبیر کلمه ی "دوست" حرمت نگه دارین! همین ...


love card


















axaiiiiiiiiiiii az love









عشق یعنی کوچک کردن



عشق یعنی کوچک کردن دنیا به اندازه یک نفر و بزرگ کردن

یک نفر به اندازه دنیا

اگه قرار باشه بین موندن در کنار تو و رفتن به بهشت یکی رو انتخاب

کنم تو رو انتخاب میکنم چون بی تو بهشت برین زندان من است


...بلکه من عاشقتم.


نمیخوام بگم قدر یه دنیا دوستت دارم.....

چون دنیا یه روز تموم میشه.....

 

نمیخوام بگم مثل گلی.....

چون گل هم یه روز پژمرده میشه....

 

نمیخوام بگم که سیاهی چشمات مثل شبهای پر ستاره اس....

چون شب هم بالاخره تموم میشه....

 

نمیخوام بگم مثل آب پاک و زلالی....

چون آب که همیشه پاک نمیمونه....

 

نمیخوام بگم که دوستت دارم....

چون منکه اصلا دوستت ندارم...

 

 

...بلکه من عاشقتم.


مرا تنها مگذر


گر تو نبودي دليل بودن من کدامين حظور بود؟

اگر نبودي همدم تمام لحظه هاي تنهاييم
کجا پناه مي بردم؟
اگر نبودي
واي
اگر رهايم کني؟
مي دانم که در پاسخ تمام بودنهايت
من با تو نبودم
و تو
اي مهربان ترينم
اي بهترينم
مرا تنها مگذر